سيد محمد كمره اى
27
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
قسم مىشود ؟ گفت مگر كسانى كه بخواهند سركار بيايد ، از راه انتخابات موفق شوند كه او از طريق وكالت عودت نمايد . گفتم اين مطلب آسان است . اگر حالا كه مىخواهد استعفا نمايد يكمرتبه يك نمايش بدهد و حكام انگلوفيل و روسىفيل و سفراء لندن و پطروگراد و پاريس را منفصل و بهجاى همه ، اشخاص ايرانى فيل را منصوب . حالا كه استعفا مىدهد چرا يك كارى كه در انظار عموم محبوب است نمىكند كه خود را محبوب و به وكالت و بعد به مقام رئيس الوزرائى نائل نمايد ؟ گفت نمىتواند و موانع دارد . شام خورده ، ساعت شش [ و ] و نيم خوابيده ، صبح هم قدرى صحبت ، بعد حركت كرده . فخام الدوله را كه آنجا بود ديدم با من كار دارد . آمد و تفصيل ديشب خانه دكتر حسن خان را كه ميرزا على اكبر آمده بود و تشكيل حوزه آنجا را داد با چهار نفر و گفت كمرهاى هم حاضر شده ، داد . من عقيده خود را به فخام گفتم . او گفت من خبر نداشته . بعد از خانه عميد بيرون و به خانه مشير اكرم رفته ، گفتند با خانم تا شنبه حضرت عبد العظيم مىمانند . [ امور روزانه ] يوم چهارشنبه 17 رجب . - صبح منزل مير سيد حسن خان مهندس رفته ، شرحى از سيد جواد رشتى كه مايل به دمكراتى و محتمل است به وكالت نائل شود و مىخواهد شماها را ببيند . قرار شد فردا عصر دو [ ساعت مانده ] به غروب بنده و آقاى افجهاى در منزل مير سيد حسن خان ، آقا سيد جواد را هم بگويد كه بيايد . بعد رفتم سروقت تلمبه . حسين خان گفت ناخوش بودن مادرم من را خجل كرده ، اما پدرم امروز لوله را گفته كه پيدا مىنمايم . درب حجره حاج محمد مهدى رفته برات هفتاد [ و ] دو تومان مكرر اندر مكرر را ببينيم چه مىگويد . برادرش گفت قم رفته و تا پنج شش روز ديگر مىآيد . به خانه حسين آقا رفته صحبت گذشتهها شد . استخارههاى محمد على شاه بعد با آقاى افجهاى رفتيم منزل مرآت الممالك ، ناهار خورده استخارههايى كه محمد على ميرزا در خصوص حركت خودش از شهر به باغ شاه و عزل ناصر الملك از وزارت ماليه و مستوفى الممالك و دو توپ بستن به مجلس ، گرفتارى ملك المتكلمين و جهانگير خان و سيد جمال و بهاء و صدمه زدن به آقا